تبليغاتX
تاوانه کان

صفحه اصلی | اخبار | عکس | شعر روز | مقالات | درباره ما | فال حافظ | موزیک | موزیک ویدئو | تماس باما

به سایت جمع آوری مستند جنایات خوش آمدید لطفاً هرگونه مستند را به ایمیل نگارنده ارسال دارید
نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
  
  
     
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:59  توسط هیوا قادری  | 

 

دوستان  عزیز مطلب ذیل برگرفته از سایت دیار و نادیار است که نشان دهنده مواضع گروه های مثلاً مدافع خلق کرد در زمان جنایات صدام است:

"ده‌نگی ئه‌نفال" ناوی یه‌که‌مین فیڵمی درێژی سینه‌مایی شارام عه‌لیدی ده‌رهینه‌ری سنه‌یی‌یه‌که‌ له‌سه‌رداوای وه‌زاره‌تی رۆشنبیری کوردستانی عیراق دروست ده‌کرێ . ئه‌م فیڵمه‌ تیشک دخاته سه‌رکاره‌ساتی ئه‌نفال له‌لایه‌ن رێژیمی به‌عسی ئیراق که‌ له‌و دا 182 هه‌زار مروڤی کورد قوربانی بوون. به‌پێ راپورتی " مهر" ، عه‌لیدی سه‌ره‌رای ده‌رهێنه‌ری نووسه‌ری فیڵمکه‌ش هه‌رخۆیه‌تی و تائه‌م ساته‌ش 80% ی لوکه‌یشن فیڵم که‌ی له‌ هه‌ولێر ،  رواندز و که‌رکوک هه‌لبژاردووه...

له‌فیڵمی "ده‌نگی ئه‌نفال" ، ‏چه‌ند ئه‌کته‌ری ئیرانی، عیراقی، تورکی و سوری ده‌ورئه‌ گیڕن و ‏چه‌ند ئه‌کته‌ری حیرفه‌ای سینه‌مای ئێرانیشان له‌گه‌ڵدایه‌.

له‌تراژیدیای ئه‌نفال (1998)، ده‌سه‌ڵاتی به‌عس به‌رێبه‌رایه‌تی سه‌دام، 182هه‌زار که‌س له‌کوردکانی عیراق کوژران و لانیکه‌م 4000 گوندی کوردنشین، 1754 قوتابخانه، 270 نه‌خوشخانه‌، 2450مزگه‌وت و 27 کليسا خاپوورکران. زۆربه‌ی قوربانیان له‌گوڕی به‌کۆمه‌ڵ نیژران و هه‌تائیستاش بێ ‌سه‌روشوئین.

لێره‌داپرسیاڕیکی مێژوویی زه‌ق‌ده‌بێته‌وه‌: له‌کاتی روودانی ئه‌م‌کاره‌ساته‌وهه‌روه‌هاکاره‌ساتی کیمیابارانی هه‌ڵه‌بچه‌ی شه‌هید، وپاش کاره‌ساته‌که‌ش ، هێندیک گرووپی وه‌ک دێموکرات و کۆمه‌له‌ هه‌ ڵویستیان ‏چ بوو؟! بێجگه‌ له‌بێده‌نگی و بایکوتی ئه‌م هه‌واڵانه‌؟!  ئایا بچووکترین به‌ڵگه له‌بابه‌ت ئه‌وه‌ی ته‌نانه‌ت ره‌خنه‌یه‌کی زاره‌کیان گرتبی بوونی هه‌یه‌؟! به‌راستی له‌وکاته‌وساته‌دا ئه‌وان داکوکیان له‌ مافی گه‌لی‌ کورد ده‌کرد؟!؟ یان له‌راستی دا‏چڵکاوخۆری سه‌دام و به‌عس؟؟

برگرفته از سایت   دیار و نادیار   http://www.diarunadiar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 13:56  توسط هیوا قادری  | 

 

دوستان  عزیز مطلب ذیل برگرفته از سایت دیار و نادیار است که نشان دهنده مواضع گروه های مثلاً مدافع خلق کرد در زمان جنایات صدام است:

"ده‌نگی ئه‌نفال" ناوی یه‌که‌مین فیڵمی درێژی سینه‌مایی شارام عه‌لیدی ده‌رهینه‌ری سنه‌یی‌یه‌که‌ له‌سه‌رداوای وه‌زاره‌تی رۆشنبیری کوردستانی عیراق دروست ده‌کرێ . ئه‌م فیڵمه‌ تیشک دخاته سه‌رکاره‌ساتی ئه‌نفال له‌لایه‌ن رێژیمی به‌عسی ئیراق که‌ له‌و دا 182 هه‌زار مروڤی کورد قوربانی بوون. به‌پێ راپورتی " مهر" ، عه‌لیدی سه‌ره‌رای ده‌رهێنه‌ری نووسه‌ری فیڵمکه‌ش هه‌رخۆیه‌تی و تائه‌م ساته‌ش 80% ی لوکه‌یشن فیڵم که‌ی له‌ هه‌ولێر ،  رواندز و که‌رکوک هه‌لبژاردووه...

له‌فیڵمی "ده‌نگی ئه‌نفال" ، ‏چه‌ند ئه‌کته‌ری ئیرانی، عیراقی، تورکی و سوری ده‌ورئه‌ گیڕن و ‏چه‌ند ئه‌کته‌ری حیرفه‌ای سینه‌مای ئێرانیشان له‌گه‌ڵدایه‌.

له‌تراژیدیای ئه‌نفال (1998)، ده‌سه‌ڵاتی به‌عس به‌رێبه‌رایه‌تی سه‌دام، 182هه‌زار که‌س له‌کوردکانی عیراق کوژران و لانیکه‌م 4000 گوندی کوردنشین، 1754 قوتابخانه، 270 نه‌خوشخانه‌، 2450مزگه‌وت و 27 کليسا خاپوورکران. زۆربه‌ی قوربانیان له‌گوڕی به‌کۆمه‌ڵ نیژران و هه‌تائیستاش بێ ‌سه‌روشوئین.

لێره‌داپرسیاڕیکی مێژوویی زه‌ق‌ده‌بێته‌وه‌: له‌کاتی روودانی ئه‌م‌کاره‌ساته‌وهه‌روه‌هاکاره‌ساتی کیمیابارانی هه‌ڵه‌بچه‌ی شه‌هید، وپاش کاره‌ساته‌که‌ش ، هێندیک گرووپی وه‌ک دێموکرات و کۆمه‌له‌ هه‌ ڵویستیان ‏چ بوو؟! بێجگه‌ له‌بێده‌نگی و بایکوتی ئه‌م هه‌واڵانه‌؟!  ئایا بچووکترین به‌ڵگه له‌بابه‌ت ئه‌وه‌ی ته‌نانه‌ت ره‌خنه‌یه‌کی زاره‌کیان گرتبی بوونی هه‌یه‌؟! به‌راستی له‌وکاته‌وساته‌دا ئه‌وان داکوکیان له‌ مافی گه‌لی‌ کورد ده‌کرد؟!؟ یان له‌راستی دا‏چڵکاوخۆری سه‌دام و به‌عس؟؟

برگرفته از سایت   دیار و نادیار   http://www.diarunadiar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 13:56  توسط هیوا قادری  | 

بازیچه 

سيروس ملكوتى در سال ۱۳۳۵ در تهران متولد شد و مقدمات نوازندگى گيتار را از سعيد رسا و داريوش افراسيابى آموخت.وی که یکی از برجسته ترین نوازندگان ایرانی گیتار کلاسیک است که به دلیل سالها اقامت در خارج از کشور ، به رغم فعالیتهای گوناگونی که در ایران داشته ، کمتر کسی در ایران با نام او آشناست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 13:58  توسط هیوا قادری  | 

خانم نگین شیخ الاسلامی از عوامل مرتبط با ضدانقلاب و تشکیلات مخفی پژاک در تاریخ ۱۴ مهر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. طبق معمول بسیاری از سایت های بیگانه(رادیو آمریکا، سایت پژآک و ... ) وی را که علی الظاهر از نویسندگان سایت های مرتبط و متعلق به گروه های ضدانقلاب کرد نیز بوده و در راستای تخریب اذهان عمومی کردها فعالیت هایی را انجام می داده فعال حقوق بشر و روزنامه نگار کرد خوانده است. وی در دوره ای مسئولیت انجمن فرهنگی اجتماعی زنان آذرمهر کردستان را بعهده داشته و از فعالان جنبش زنان محسوب میگردد. بر اساس اعلام سایت روژهلات (متعلق به گروه تروریستی پژاک) و تلویزیون نوروز تی وی(متعلق به گروه تروریستی پژاک) خانواده وی از وی مطلقاً خبری ندارد ولی وی به بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین انتقال یافته که بعید بنظر میرسد خانواده وی از وی کمترین خبری نداشته باشد ولی تلویزیون یک گروه تروریستی خارج از کشور آخرین وضعیت وی در زندان ۲۰۹ اوین را بداند.

به هرحال این روزها در فضای جامعه کردی اوضاع به قدری بحرانی شده که هرکردی به هر جرمی که دستگیر شود (اعم از قتل و...) فردای آن روز از جانب گروه پژاک یا کومله و یا حزب دمکرات، می شود روزنامه نگار، فعال حقوق بشر و نویسنده کرد!!! که این کار نه تنها مشکلی را از مشکلات کردها نمی کاهد بلکه بهانه ای به دست نظام برای سرکوبی بیشتر کردها می دهد. یاد مرحوم ادب و امثالهم به خیر ... ولی اگر این افراد نظیر نگین و... صرفاً فعال مدنی دلسوز ملت کرد بودند حداقل دوسایت یا شخصیت موجه داخلی (جبهه متحد کردی، صالح نیکبخت، جلالی زاده و...) یا حداقل افراد محقق و روزنامه نگاران منصف مقیم خارج و حامی کردها (نظیر عرفان قانعی فرد و... )به حمایت آنها می پرداختند و نه سایت روژهلات و تلویزیون نوروز (مربوط به یک گروهک تروریستی تحت تعقیب اینتر پل) و صدای آمریکا!!!! به نظر نگارنده با توجه به سوابق اینگونه دستگیری ها و پیامدهای آن، اینگونه افراد بیش از آنکه به فکر حق و حقوق ملت کرد در ایران باشند در پی کسب معروفیت، اشتهار، پول و قدرت در داخل و یافتن جایگاه مناسب و اخذ اقامت دائمی و رفاه در خارج از کشور (اروپا و آمریکا و...) می باشند. افرادی نظیر رویا طلوعی در حال حاضر در آنسوی مرزها به عیش و نوش خود مشغولند (وی نیز یکی دوسال پیش مثلاً فعال مدنی کرد بود!!!) افرادی نیز نظیر قاضی محمد شرافتمندانه تا سر جان در داخل کشوربه پای عقیده خود می مانند تا جاودانه گردند. .. به هرحال :

آه آه از دست صرافان گوهر ناشناس     کین زمان هر مهره را با در برابر می کنند!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 8:56  توسط هیوا قادری  | 

خانواده هاي مرز نشين بر سر سفره هاي هفت مين

 در این پست توجه شما را به مصاحبه زانیار (ژیله مو) با یکی از خانواده های قربانیان مین گذاری در کردستان دعوت می کنیم:

استان كردستان .230 كيلومترمرز مشترك با كشور عراق دارد كه متاسفانه 136 كيلومتر از مساحت اين خطوط مرزي آلوده به مين است و همين امر نيز موجب شده كه استان كردستان بيشترين آمار قربانيان مين را در مناطق مرزي كشور به خود اختصاص دهد.به دليل نبود يك اكيپ متخصص پزشكي در مناطق مرزي استان كردستان سالانه افراد زيادي بر اثر انفجار مين جان خود را از دست مي دهند.

در اين ميان شهرستان مريوان واقع در استان كردستان با بيش از 70 كيلومتر آلودگي به مين . جزء خطر ناك ترين مناطق مرزي كشور به شمار مي آيد.

به سراغ شخصي ميرويم كه سال جديد را با برجا گذاشتن اعضاي بدنش آغاز كرد. محمد آزادي در 29/ اسفند ماه سال 1386 بر اثر انفجار مين مصدوم شد . پدر وي در اين گفتگو مي گويد :(( محمد در حالي كه مشغول كندن گياهان بهاري در زمين كشاورزيمان بود بر روي مين رفت و دست راست  او قطع .2انگشت از دست چپ قطع و چشم راستش نابينا شده است. تا قبل از عمل هاي صورت گرفته مبلغ چهار صد هزار تومان هزينه كرده ايم.

وي در پايان ابراز كرد :(( محمد در حالي روي مين رفت كه يك ماه از ازدواج او مي گذرد.))

كبير خالويي از اهالي روستاي دذلي واقع در شهرستان سرو آباد يكي از اين قربانيان است كه بر اثر انفجار مين دچار قطع عضو شده است.

خالويي مي گويد :(( در حياط منزلم مشغول شكستن يخ بودم كه بر اثر ضربه زدن به يخ . ميني كه در زير خاك بود منفجر شد و بر اثر اين حادثه دچار قطع عضو شدم.

وي درباره وجود اين مين ها در حياط منزل شان مي گويد: ((خانه همجوار خانه ما در زمان جنگ پادگان نظامي بوده است و چون اين خانه پاكسازي نشده است امكان دارد مين هاي ديگري نيز در آن جا وجود داشته باشد.))

خالويي حمايت دولت از قربانيان مين را ناكافي مي داند و مي گويد: (( هيچ گونه پرسش دقيقي درباره نحوه جراحات من صورت نگرفته است و دولت هيچ گونه كمكي در دو سال اول مجروحيتم جهت جبران هزينه هاي بيمارستاني حادثه اي كه براي من اتفاق افتاد انجام نداده است و در شرايط فعلي نيز به دليل ترس از انفجار مين هاي باقي مانده  حتي ديگر جرات بالا رفتن از تپه ها را هم ندارم .))

برادر كبير نيز درباره پاكسازي روستاي دزلي واقع در شهرستان سرو آباد عنوان مي كند : (( مردم روستا خودشان پاكسازي مين و يو ايكس او را انجام مي دهند . حتي مردم پس از خنثي سازي . بمب هاي خوشه اي را به مبلغ 700تومان و چاشني بمب ها را نيز به مبلغ 200 تومان به فروش مي رسانند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا تا به حال فردي به خاطر انجام چنين كاري دچار آسيب شده است گفت : (( 6سال قبل يك نفر در اين منطقه سعي در جدا كردن چاشني از بدنه يك بمب را داشت كه بر اثر انفجار. بزرگترين قسمتي كه از بدن او بر جاي ماند به اندازه يك كف دست بود.))

او در پايان مي گويد : (( يك روز كه در منطقه (( دوله ناو )) در حوالي روستاي دذلي مشغول كندن خاك بوديم بمبي را در زير خاك پيدا كرديم كه چند دفعه با كلنگ به بدنه آن ضربه زده بوديم و پس از چند روز هم آن را به وسيله آتش منفجر كرديم.))

در گفتگويي ديگر نيز استاندار كردستان در خصوص اقدامات دولت در راستاي مين روبي مناطق مرزي كشور گفت: (( از سال 1371 و پس از اتمام جنگ ايران و عراق جلسات متعددي برگزار شد و مين روبي در استان كردستان را آغاز كرديم.ولي مين روبي به دليل وسعت كار بحث پيچيده و سختي است  چون نقشه ي پادگان ها و مين ها مشخص نيست اما با توجه به اين مشكلات  مين روبي به صورت گسترده در استان كردستان انجام شده است .))

اسماعيل نجار در پاسخ به اينكه آيا تا كنون اقدامات موثري جهت رفع مشكلات افراد مصدوم ناشي از انفجار مين بر روي كميسيون ماده 2 استانداري ها كه آنها را جانباز و يا شهيد مي داند صورت گرفته است تصريح كرد : (( در حال حاضر هيچ مشكلي وجود ندارد و ما در مقابل مصدوماني كه در رابطه با ارتزاق خودشان مجروح شده اند مسئوليت داريم و كميسيون ماده 2 استانداري ها نيز حكم جانباز و يا شهيد را به شخص آسيب ديده مي دهد.

البته كساني كه درباره اجراي اين ماده گله مند هستند بيشتر افرادي هستند كه در خارج از مرز ايران جراحاتي پيدا مي كنند و در كشور عراق مشكلاتشان را حل مي كنند اما وقتي به ايران مي آيند ادعا مي كنند كه مثلا در حال چراي گوسفندان بوده اند و بر روي مين رفته اند. ))

وي با بيان مثالي در اين باره خاطر نشان كرد : (( در شهرستان بانه شخصي ادعا مي كرد كه بر اثر انفجار مين معلوليت پيدا كرده است كه پس ازسوالاتي كه از او پرسيديم معلوم شد كه از روي درخت به پايين پرتاب شده بود.

البته افرادي هم هستند كه تحت عناوين مختلف در خانه هاي خود ابزار جنگي نگهداري مي كنند كه علاوه بر اينكه نگهداري اين ابزار باعث مختل شدن امنيت سياسي كشور مي شود موجب انفجار و مسدوم شدن افراد نيز مي شود .))

کمی تامل:

حال سوال اصلی هیوا قادری و بسیاری از خانواده های قربانی این است : چه کسی عامل اصلی بخش عمده ای از مین گذاری ها در جدار مرز کردستان در سالهای جنگ و بعد از جنگ بوده است؟  آیا کسی به جز عضو مشاور انتر ناسیونال سوسیالیست و عضو ژینوکال؟؟؟؟؟!!!   تعجب نکنید حزب دمکرات کردستان را می گویم .حال جدا از اوضاع احوال حزب کمی نیز تامل اندر احوالسازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر و مبارزه با سلاح های کشتار جمعی و آزادیخواه و.... جایز است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 17:47  توسط هیوا قادری  | 

کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌ڵێ حدکا ئه‌شکه‌نجه‌ی داوم (وێنه‌)
2008 09 03 - 10:57

avatar
بۆرۆژهه‌ڵات – تایبه‌ت: له‌ پێوه‌ندیه‌ک دا له‌ گه‌ڵ هاوکارانی بۆرۆژهه‌ڵات، کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌ڵێ له‌ لایه‌ن حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێرانه‌وه‌ ئه‌شکه‌نجه‌ دراوم و به‌م هۆیه‌شه‌وه‌ ئێستا له‌ دۆخێکی ناله‌باری جسمی و روحی دام.
سوله‌یمان عه‌بدوڵڵاهی که‌ خه‌ڵکی شاری نه‌غه‌ده‌ی رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌، وه‌ک بۆخۆی باس ده‌کا‌ له‌ سه‌ره‌تای ئینقلابه‌وه‌ ده‌بێ به‌ پێشمه‌رگه‌ی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران و دواتر وه‌ک کادری کۆمیته‌ی ناوچه‌ تێکۆشانی خۆی درێژه‌ پێده‌دا. له‌ ساڵی 1364ی هه‌تاوی له‌ ئاوایی گه‌رگول له‌ داوی هێزه‌کانی کۆماری ئیسلامی ده‌که‌وێ و به‌ برینداری به‌ دیل ده‌گیرێ. دوای چه‌ند ساڵ مانه‌وه له‌ زیندان‌ بۆ ماوه‌یه‌ک ئازاد ده‌بێ و دواتر سه‌ر له‌ نوێ ده‌سبه‌سه‌ر ده‌کرێته‌وه. ره‌وتی گیران و ئازادبوونی ناوبراو بۆ چه‌ندین جار دووپات ده‌بێته‌وه‌ تا‌ ئه‌وه‌ی که‌ به‌ر له‌ 25ی گه‌لاوێژی ئه‌مساڵ جارێکی تر ئازاد ده‌کرێته‌وه‌ و ئه‌ویش په‌نا بۆ بنکه‌کانی حدکا ده‌با له‌ جێژنیکان.
سوله‌یمان ده‌ڵی؛ دوای چوار رۆژ مانه‌وه‌م له‌ جێژنیکان، له‌ رۆژی پێنجه‌م دا داوام کرد چاوم به‌ مسته‌فا مه‌ولودی (ئه‌ندامی ده‌فته‌ری سیاسی حدک) و عه‌بدوڵڵا ئیبراهیمی (ئه‌ندامی پێشووی کۆمیته‌ی ناوه‌ندیی حدکا که‌ ئێستا نیشته‌جێی ئوسترالیایه‌) بکه‌وێ. به‌ دوای ئه‌وه‌ دا له‌ ژوورێکیان کردم و به‌ چه‌ندین که‌س لێیان دام و زۆریان ئه‌شکه‌نجه‌ دام. دواتر ته‌حویلی ئاسایشی هه‌ولێر و له‌وێشه‌وه‌ ره‌وانه‌ی ئاسایشی دیانه‌یان کردم تا ته‌حویلی کۆماری ئیسلامی‌م بده‌نه‌وه‌ به‌ڵام من جه‌سته‌ی ئه‌شکه‌نجه‌کراوی خۆم نیشانی ئاسایش دا و له‌ به‌ریان پارامه‌وه‌ که‌ ئه‌و کاره‌ نه‌که‌ن، چونکه‌ ئه‌گه‌ر بمنێرنه‌وه‌ ئێران وه‌زعم له‌وه‌ باشتر نابێ. سه‌ره‌نجام ئه‌وانیش ئازادیان کردم و ئیزنی مانه‌وه‌ له‌ باشووری کوردستانیان پێدام.
سوله‌یمان ده‌ڵێ من هیچ کارێکی ئه‌وتۆم نه‌کردووه‌ تا ئه‌شکه‌نجه‌ بکرێم و ئه‌گه‌ر قه‌راره‌ تاوانێکیشم ئه‌نجام دابێ، ئه‌وا ده‌بێ دادگا حوکمم بدا نه‌ک به‌ چه‌ند که‌سه‌وه‌ له‌ خۆڕا هه‌ڵکوتنه‌ سه‌رم و ئازای له‌شم شین و ره‌ش بکه‌نه‌وه‌. ئه‌و ده‌ڵێ دوای ئه‌و ئه‌شکه‌نجه‌ دانه‌ له‌ باری روحی‌یه‌وه‌ زۆر تێکچووم، چونکه‌ قه‌ت ئه‌وه‌ چاوه‌روانی من له‌و حیزبه‌ نه‌بووه‌ که‌ منیش وه‌ک هه‌زاران که‌سی دیکه‌ به‌ پێی توانای خۆم که‌م و زۆر زه‌حمه‌تم بۆ کێشاوه‌. من ئه‌گه‌ر تاوانیشم کردبێ، حه‌ق نییه‌ له‌ لایه‌ن حیزبێکه‌وه‌ که‌ خۆی به‌ مودافعی مافی مرۆڤ ده‌زانێ، ئه‌شکه‌نجه‌ بکرێم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:17  توسط هیوا قادری  | 

نوگرائی یا قاسملو زدائی؟
نگرشی به کنگره "حزب دمکرات کردستان"


فرخ نعمت‌پور
05.04.2008 

شاید در یک جمله بتوان گفت که کنگره چهاردهم حزب دمکرات کردستان "کنگره قاسملوزدائی و قاضی‌گری" بود، کنگره‌ای که حزب نتوانست در آن نوگرائی کند، بلکه با ایجاد یک سری تغییرات سعی کرده که خود را با شرایط جدید که اوج‌گیری ناسیونالیسم کردی می‌باشد، وفق دهد و مرزکشی‌ای زورکی با حزب دمکرات کردستان ایران ایجاد کند.

سرانجام بعد از سپری شدن چند روزی از کنگره چهاردهم حزب دمکرات کردستان (منشعبین از حزب دمکرات کردستان ایران)، برنامه و اساسنامه مصوب این کنگره که در اساس عصاره داعیه های نوگرایانه این حزب بود، در سایت مرکزی آن انتشار یافت و در دسترس همگان قرار گرفت. انتشار این برنامه طبعاً این امکان را می دهد که آدم به کنه مسائل اتفاق افتاده پی ببرد و آنچه را که گذشته در متون اسنادی بازیابد. من نیز مانند همه آن کسانی که روندهای درونی خانواده حزب دمکرات و تحولات آنرا تعقیب می کنند، مشتاقانه و در همان حال با روحیه ای نگران به خواندن آن دست یازیدم. مشتاق از آن جهت که کسانی ادعای نوگرائی کرده بودند و من اکنون این فرصت را یافته بودم و در مقابل نتیجه کارشان قرار گرفته بودم، و نگران از آن جهت که پیش بینیها و تحلیلهای شخصی خودم از بابت ناتوانی این یاران در نوگرائی به واقعیت بپیوندند، و بار دیگر بخشی از جامعه سیاسی ما شکست و یا تکرار را به نوعی، دوباره تجربه کند. اما در مقابل چه قرار گرفتم؟ آنچه جلویم بود آیا جملاتی بودند با بار نوگرایانه که در بطن خودشان به تحلیل جدید و ارائه برنامه جدید می پرداختند، و یا عبارت بودند از بازگشت به گذشته و کپی برداری و تقلید از سخنان و برنامههای پیرامونی و کنونی در جامعه سیاسی ما؟
هنگامی که در علوم مختلف و از جمله در سیاست بحث راجع به نوگرائی پیش می آید، بلافاصله چه در متد، چه در شکل و چه در محتوی ما با پارامترهای جدیدی روبرو می شویم که در عمده ترین وجوه خود با گذشته فرق دارند و در کلیت خود در شیوه و محتوای نوینی عرضه می شوند. مسائلی که اگر چه صد در صد با گذشته فرق ندارند اما دارای وجوه کیفی متفاوت و متمایزند. به عنوان مثال می توان گفت که نوع دیدگاه انسان نسبت به علوم در عصر رنسانس با دیدگاه انسان در سده های میانه فرق داشت. به طور مشخصتر مثلا ماکیاولی با دید امپریستی خود و با جدا کردن اخلاق از سیاست بنیانهای نوینی را برای علم سیاست پی ریخت که آن را از نوع نگرش عصر یونان باستان و سده های میانه از سیاست جدا می کرد. در این عرصه بشر به وضوح با نوگرائی روبرو شد. عنصری که هرگز وجود نداشت اما حال به منصه ظهور رسیده بود. در سیاست عملی و مشخص احزاب هم که بالاخره به نوعی ریشه در تفکرات و تئوریهای سیاسی دارند، نیز وضع به همین منوال است. نوگرائی یعنی ارائه آن بینشها و اعمالی که وجود نداشته اند و اکنون بنابر شرایط جدید امکان ارائه آنها وجود دارد. در این جا ما با تفکر مولدی روبرو هستیم که بنابر تغییرات موجود اجتماعی و سیاسی، طرحهای فکری و سیاسی دیگری را تولید می کند و به وضع موجود می افزاید. 
البته من معتقد نیستم که آنچه گفتم تنها تعریف موجود و دقیق نوگرائی باشد. نوگرائی مثل هر پدیده دیگری می تواند و باید بازتعریف شود. اما علیرغم ابدی نبودن این تعریف یک چیز مشخص و پایه ای است و آن این است که نوگرائی خود را با شرایط موجود وفق دادن نیست، و یا کسب مجدد خصوصیات دیگران نیست، بلکه برعکس، این "خود را گنجانیدن" و یا "تقلید کردن" است. ساده تر گفته باشم، نوگرا خود اولین کس مبدع و یا مجری ایده ای است و نه چندمین کس و یا آخرین آنان. نوگرائی اگرچه در اثر "خود تحمیلی تغییر شرایط" پیش می اید، اما تماما تحمیل شرایط نیست، بلکه خواندن تحمیل شرایط هم هست. یعنی این که فکری این شرایط را می خواند آنرا به ایده تبدیل می کند و سرانجام آن را به عمل اجتماعی یا سیاسی فرا می رویاند.
اما من با خواندن برنامه و اساسنامه مصوب کنگره چهاردهم این حزب متوجه شدم که اشتیاق من در وجوه بسیاری جای خود را به نگرانی داد و فهمیدم که نه با نوگرائی بلکه با "خود را گنجانیدن" و یا "تقلید" روبرو هستم. البته باید تاکید کنم که خود را گنجانیدن و یا تقلید خودبخود نه تنها دارای بار منفی نیستند، بلکه چه بسا در مقایسه با ایستا بودن مثبت هم هستند و راهی هستند برای جنبش و تغییر. به ویژه این که در کشورهائی مثل کشور ما ایران، ما هنوز مصرف کننده فکر هستیم و نه مولد، و بنابراین "تقلید" و "خودرا گنجانیدن" شاید بهترین روشهای تغییر باشند. بنابراین عجیب نیست که "تقلید" و "خود را گنجانیدن" را نیز به تعبیر نوگرائی بیان کنیم و اصرار هم داشته باشیم که نوگرا هم هستیم!
اما چرا تقلید و خود را گنجانیدن؟ در هنگام خواندن متن در هیچکدام از رئوس بحث و محتوی نمی توان با کلمات، اصطلاحات، متن، تعبیرات و محتوای جدید روبرو شد. فضا همان فضای گذشته و یا موجود سیاسی، اما با رنگ و لعاب پررنگتر ناسیونالیستی است. آنچه این جا اضافه شده است و بیشتر از هر چیز دیگری به چشم می آید واژگان شرق کردستان، کردها همه به مثابه یک ملت و فاصله گیری معین و حساب شده با هویت ایرانی بودن است (در متن با واژه ملیتهای ایرانی مواجه می شویم، اما با واژه کرد به عنوان یک ملیت ایرانی مواجه نمی شویم) و چنان که می دانیم این واژگان و اصطلاحات نیز از سالها پیش وجود دارند و تکرار آن حمل بر وجود نوگرائی نیست.
در فصل یکم، بخش اهداف عمومی، بند اول چنین آمده است که هدف استراتژیکی حزب تحقق حق تعیین سرنوشت ملت کرد در شرق کردستان در چهارچوب ایرانی فدرال و دمکراتیک در فرم جمهوری کردستان می باشد. کنگره در این جا به شعار استراتژیکی دوران جمهوری کردستان در زمان قاضی محمد برگشته و دوباره آنرا علم کرده است (در مورد نام حزب هم این امر صادق است). یعنی حزب از لحاظ زمانی به بیش از شصت سال قبل بازگشته، یعنی به شرایط جنگ دوم جهانی، جهان دو قطبی، ایرانی جنگزده و عقب افتاده، ایرانی که هنوز بیشتر مردمشان روستا نشین بودند و پیوند و ارتباط میان بخشهای مختلف کشور هنوز در سطح بسیار نازل و پایینی بود. البته این جمهوری مرز جغرافیائی خود را می خواهد و بنابراین در برنامه پیش بینی شده است که این مرز از طریق رای مشخص می شود، و اگر چه برنامه مشخص نکرده است که فرم حاکمیت متناسب با این جمهوری در ایران چه خواهد بود و تنها در این رابطه به آوردن نام "حاکمیت جمهوری و دمکراتیک" در فصل پنجم بسنده کرده است، اما چنین بر می آید که نام این جمهوری دمکراتیک در سطح ایران باید و منطقا جمهوری دمکراتیک و فدرال جماهیر ایران باشد، یعنی کشوری ساخته شده از جمهوریهای مختلف با مرزهای مشخص سیاسی. این در حالی است که برنامه از آوردن چنین اصطلاحی خودداری می کند! پس باید ایران به جماهیر مختلف با مرزهای سیاسی مختص به خود تقسیم شود، و این تقسیمات از طریق رای گیریهای عمومی به پیش خواهند رفت. و البته می دانیم که الگوی جماهیری هم الگوی جدیدی در جهان سیاست نیست. شوروی جماهیری بود چون که از جماهیر مختلف تشکیل شده بود و برای این که ایران را جماهیری کرد باید دست به درست کردن مرزها زد. پس پروژه جمهوری کردستان پروژه جماهیری کردن ایران است و جماهیری کردن هم پروژه ای متداول در جهان سیاست.
اما علاوه بر این تکرارها و تقلیدها و خود را گنجانیدنها، یک سری مفاهیم در برنامه وجود دارد که پارادوکسال می نمایند. از جمله این که برنامه اگر چه همراه با ملتهای دیگر ایرانی (از زبان خود برنامه) ملت کرد را ایرانی می داند، اما در فصل ششم در ماده بیست و سوم می گوید که جمهوری کردستان "خلق کرد را در همه بخشهای کردستان و هر کردی را در هرجائی به عنوان یک ملت می شناسد". یعنی مردم کردستان ایران را از لحاظ هویتی هم ایرانی می داند و هم به عنوان بخشی از ملت کردستان بزرگ. فراتر از این حتی کردی هم که مثلا در ژاپن زندگی می کند اتوماتیکی به عنوان بخشی از ملت کرد به حساب آورده می شود. مشخص نیست که برنامه چرا با وجود تاکیدهای بسیار بر هویت کردی بودن به عنوان یک ملت و القای آن با تکرار مکرر واژگانی مانند شرق کردستان، بر ایرانی بودن و ایرانی ماندن اصرار می ورزد و حتی در بند سیزدهم، بخش سیاست خارجی، دفاع ملی، پول و سیاستهای درازمدت اقتصادی را به دولت مرکزی واگذار می کند؟ در تمام متن دلیلی در این مورد آورده نمی شود. برنامه نمی خواهد توضیح دهد که علیرغم وجود ستم شدید ملی در ایران و ایرانی گریزی آن، چرا می خواهد باز در چهارچوب ایران باقی بماند و آنجا مسئله ملی را حل کند. کل فضا سازی درون برنامه و نوع ادبیات آن خودبخود ذهن آدم را به آن رهنمون می شود که در قسمت نتیجه گیری منطقاً خواننده نه به جمهوری کردستان در چهارچوب ایران بلکه به جمهوری مستقل شرق کردستان و یا جمهوری کردستان بزرگ مواجه شود. این طور به نظر می آید که برنامه می بایستی لااقل یک سری تحلیلها را در این مورد ارائه می داد. ایرانیگری اجباری در لابلای کلیه سطور این برنامه موج می زند و این همان چیزی است که در برنامه نه توجیه پراگماتیستی می شود (این که ما به ناچار و یا بنا به وضعیت می مانیم) و نه توجیه اعتقادی. این قسمت به امان خدا رها شده است.
برنامه به درستی از ناقص بودن روند ایجاد دولت ــ ملت در ایران سخن به میان می آورد. اما مشخص نیست که چرا اصلاح این روند، یعنی ترمیم روند ایجاد دولت ـ ملت در ایران، را از طریق جدا کردن مرزها میان ملیتهای مختلف ساکن این کشور می یابد و می خواهد حل کند. معلوم نیست چرا روند شرکت برابر ملیتهای ایرانی در قدرت مرکزی، باید از طریق ایجاد مرز میان آنها بگذرد. آیا واقعا راه چاره دیگری نیست؟ مگر نمی شود بدون ایجاد مرز هم به برابری در مشارکت سیاسی و ترمیم پدیده دولت ـ ملت در ایران دست یازید؟ دوستان ما فراموش کرده اند که در تعیین مرزها در آینده عمده مشکل کردها با ترکها خواهد بود و نه با فارسها. یعنی با یکی از ملیتهای به قول معروف سرکوب شده ایرانی. به نظر من هر برنامه ای که ناظر بر ایجاد مرز باشد، نه در جهت نیل به ایجاد برابری در مشارکت سیاسی در قدرت مرکزی، بلکه ناظر به ایجاد هویت سازی ناسیونالیستی می باشد، که این هم عملاً به معنای فراتر رفتن از اصل ستم ملی است. زیرا فکر ناسیونالیستی تنها ناظر بر رفع ستم ملی نیست، بلکه ناظر بر ایجاد ملت کبیر هم هست. کاشکی همه ناسیونالیستها این جرات را داشتند و این اعتراف را می کردند که ستم ملی تنها آبشخور تمایلات ناسیونالیستی آنان نیست.
در فصل دوم، ماده چهارم، بند دو چنین آمده است: "سیستم قدرت در جمهوری کردستان روی این پرینسیپها عملی می شود: ... 2) انتخابات بر اساس هر نفر یک رای، و برابری رایها، بدون هیجگونه تبعیض قومی، آیینی، نژادی و موقعیت اجتماعی." حال سئوال این است مگر نمی شود همین حالا همین برنامه را هم برای کل ایران در نظر گرفت و پیش برد؟ چرا نگوئیم که در ایران حکومتی درست کنیم که در آن بدون هیچگونه تبعیض قومی و مذهبی و غیره همه آحاد ملت حق مشارکت در قدرت و تعیین سرنوشت خود را داشته باشند؟ آیا تعیین مرزها نزدیکترین و معقولترین راهکار است یا همکاری وهمیاری مردم در فرم جنبشهای سرتاسری و متحد؟ آیا همین برنامه موزائیکی کردن ایران خودبخود به دوری اقوام آن از هم نمی انجامد و دشمنیها را زیادتر نمی کند؟ اگر دوستان ما به پرینسیپهای ناسیونالیستی خود واقعا وفادارند و آنرا شمولی می دانند، چرا از همین حالا قائل به حق جدائی اتنیکهای درون جامعه کردستان نیستند؟ مگر نه این که آنها می گویند که هر کردی در هر جای جهان به صرف کرد بودنش جزو ملت کرد به حساب می آید، پس چرا اتنیکهای درون کردستان از همین حالا بنابر هویت زبانیشان ملت دیگری نباشند؟
علاوه بر موارد فوق در فصل اول، ماده دوم، بند چهارم موردی چنین فرموله شده است: "جمهوری کردستان هویتی (شناسنامه) کردستانی دارد، چرا که حافظ حقوق روای همه اقلیتهای ملی، قومی، کلتوری و آیینی درون خود می باشد." حال سئوال من از دوستان این است که چه ارتباط منطقی میان جمله اول و جمله دوم وجود دارد؟ چرا هویت کردستانی جمهوری کردستان، خودبخود حافظ حقوق اقلیتها است؟ این ارتباط مستقیم از کجا می آید؟ آیا دوستان در این مورد دقت لازم را در فرمول بندی به کار برده اند؟
در خاتمه باید بگویم که حذف نام ایران از نام حزب، بازگشت به شعار جمهوری کردستان و کم مهری شدید به امر دمکراسی در برنامه (تنها در دو مورد از واژه دمکراسی نام برده شده است و آن نیز هنگامی است که معتقد است که قرائت نادرستی از آن از طرف طیف مخالفان امر ملی می شود) نشان از قاسملوزدائی در برنامه این حزب دارد. شاید در یک جمله بتوان گفت که کنگره چهاردهم حزب دمکرات کردستان "کنگره قاسملوزدائی و قاضی گری" بود، کنگره ای که حزب نتوانست در آن نوگرائی کند، بلکه با ایجاد یک سری تغییرات سعی کرده که خود را با شرایط جدید که اوجگیری ناسیونالیسم کردی می باشد، وفق دهد و مرزکشی ای زورکی با حزب دمکرات کردستان ای ایجاد کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:15  توسط هیوا قادری  | 

حزب دمکرات هرگز یک حزب منسجم و هماهنگ و سیاسی واقعی نبوده است..
در فاصله 14 کنگره این نابسامانی بوده و خواهد بود.
چرا؟
هادی صوفی زاده به  3 گروه فکری در کنگره 14 اشاره کرده است.3ساز مختلف بر سر یک نکته اساسی و حیاتی نواخته میشود،چیزی که از ابتدای سر در آوردن یک شبه حزب دمکرات از ابتدا تا به امروز ادامه پیدا کرده و موجبات مشکلات عدیده ای برای مردم کردستان شده است.
میگویید کنگره استراتژی جدیدی رۆ پیش رو گرفته و با شعار جمهوری کردستان در ایرانی فدرال به کار خود ادامه خواهد داد.
اشاره شده که این کنگره در اردوگاهی در عراق برگزار شد.
چند پرسش مطرح میشود که امیدوارم پاسخگو باشیید؟
1-بر اساس چه داد ه های مطالعاتی و استراتژیکی ،جمهوری کردستان در ایران فدرال را در برنامه حزب گنجاندید؟مشی تجزیه طلبانه شما کجا، ایران فدرال کجا و جمهوری کوردستان کجا؟؟؟!!!
2-آیا میتوانید حداقل ۵۰ نوشته تحقیقی و سمینار و..... از رهبران حزبتان را در رابطه با این استراتژی جدید که قبل از تشکیل کنگره جهت بحث و گفتگو برای شکافتن آن با اعضای حزبتان نوشته یا ارائه شده را به مردم کردستان معرفی فرمائید؟
3-چرا جمهوری و چرا دمکراسی نه؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 19:14  توسط هیوا قادری  | 

افشای اسناد جنایات حزب

کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌ڵێ حدکا ئه‌شکه‌نجه‌ی داوم (وێنه‌)

2008 09 03 - 10:57

avatar
بۆرۆژهه‌ڵات – تایبه‌ت: له‌ پێوه‌ندیه‌ک دا له‌ گه‌ڵ هاوکارانی بۆرۆژهه‌ڵات، کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان ده‌ڵێ له‌ لایه‌ن حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێرانه‌وه‌ ئه‌شکه‌نجه‌ دراوم و به‌م هۆیه‌شه‌وه‌ ئێستا له‌ دۆخێکی ناله‌باری جسمی و روحی دام.
سوله‌یمان عه‌بدوڵڵاهی که‌ خه‌ڵکی شاری نه‌غه‌ده‌ی رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌، وه‌ک بۆخۆی باس ده‌کا‌ له‌ سه‌ره‌تای ئینقلابه‌وه‌ ده‌بێ به‌ پێشمه‌رگه‌ی حیزبی دێموکراتی کوردستانی ئێران و دواتر وه‌ک کادری کۆمیته‌ی ناوچه‌ تێکۆشانی خۆی درێژه‌ پێده‌دا. له‌ ساڵی 1364ی هه‌تاوی له‌ ئاوایی گه‌رگول له‌ داوی هێزه‌کانی کۆماری ئیسلامی ده‌که‌وێ و به‌ برینداری به‌ دیل ده‌گیرێ. دوای چه‌ند ساڵ مانه‌وه له‌ زیندان‌ بۆ ماوه‌یه‌ک ئازاد ده‌بێ و دواتر سه‌ر له‌ نوێ ده‌سبه‌سه‌ر ده‌کرێته‌وه. ره‌وتی گیران و ئازادبوونی ناوبراو بۆ چه‌ندین جار دووپات ده‌بێته‌وه‌ تا‌ ئه‌وه‌ی که‌ به‌ر له‌ 25ی گه‌لاوێژی ئه‌مساڵ جارێکی تر ئازاد ده‌کرێته‌وه‌ و ئه‌ویش په‌نا بۆ بنکه‌کانی حدکا ده‌با له‌ جێژنیکان.
به ادامه مطلب مراجعه کنید.....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 17:17  توسط هیوا قادری  | 


بشنوید


رادیو سراسری

رادیو ورزش

رادیو جوان

رادیو پیام

رادیو فردا

BBC اخبار

V.O.A

مرورگرها


لیست وبلاگهای کوردی

درد و دل

اسماعیل قادری

ژیله مو

مبارزان آزادی

amanj

Yahoo

Google

AltaVista

Fast Search

خبر


BBC Persian

پیک ایران

زنان ایران

نیمروز

بازتاب

فارس

مهر

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

نوشته های پیشین
اسفند 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM